| ناپدید شدگان8 |
| ساعت ٥:۳۱ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳ |
|
کلمات کلیدی: جدائی
|
|
| خاطرات... |
| ساعت ۱:۳٩ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ |
|
خاطرات....
وقتی اولین بوسه لبهای ما را بهم پیوند داد...
آنگاه که هر لحظه در چشم های تو مینگریستم و با نگاه عشق و محبت را رد و بدل میکردیم....
آن زمانی که اولین کودک دلبندمان قدم به زندگی ما نهاد....
راستی ....سفر شیراز یادت هست....؟... با هم به سعدی و حافظیه رفتیم .....فال هم گرفتیم ....
میهمانخانه ای که در مشهد نزدیک حرم بود یادت میآید؟.... چه سفر خوبی بود....
وقتی دومین کودکمان را در آغوش گرفتیم .....؟
هنگامیکه پسرمان از دانشگاه فارغ التحصیل شد....؟
حتما یادت هست که به دنبال دختری برای زندگیش میگشتیم....
دخترمان هم بزرگ شده بود و کم کم خواستگاران به خانه ما میآمدند....
خیلی با هم خاطره داریم ....
حتی وقتی عصبانی میشدیم و دقایقی از زندگیمان را با دعوی به جهنمی تبدلیل میکردیم....
بعد هم شب هنگام وقتی در آغوشم بودی .... همه چیز فراموش میشد....
زاینده رود اصفهان و عالی قاپو را که با هم دیده بودیم ....؟
خرید ها .... دیدو بازدید ها....کمبود ها .... فراوانی ها ....محبت ها ... حرف ها .... همه و همه و همــــه ....
و حالا سیل اشک و هق هق گریه مجالم نمیدهد که حتی اسم ترا روی این سنگ سردی که در زیر آن آرمیده ای ببینم....
وای برمن......
کلمات کلیدی: جدائی
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : همیشه بدنبال هدف زندگی هستم علم ر ا بسیار دوست دارم با موسیقی ، شعر ، نقاشی و بسیاری از هنرها آشنایی دارم. صداقت مهمترین رکن زندگــــی من است . (آنچه از چشمــــــه عقلم به ورق ریزد کلک) (حاصل عمر گران است که بیهوده گذشت) پروفایل مدیر : همایون رقابی |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |





